خاندان ميار

کتاب مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندانهای کلارستاق و تاریخ خاندان میار

کتاب مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندانهای کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و

تاریخ خاندان میار 

با همت و زحمات بی شائبه جناب آقای امین نعیمائی عالی منتشر و چاپ گردید. از زحمات ایشان که عمر خود را بی شک، وقف تاریخ ایران زمین و به خصوص منطقه رستمدار و مازندران کرده اند بسیار ممنونیم. از طرف خاندان میار از زحمات بی دریغ ایشان تشکر و قدردانی کرده و برای ایشان سلامتی و موفقیت روز افزون از خداوند متعال خواستارم.

 

یونس میار 

 

نویسنده : یونس میار : ٢:٤۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم

معرفی دو سند کهن از غرب مازندران / امین نعیمایی عالی

مقدمه

دو سندی که در ادامه معرفی و متن و تصویرآنها تقدیم خوانندگان محترم این مقاله  در" فصلنامه پیام بهارستان" می شود، دو مبایعه نامه در موضوع خرید و فروش مرتع موسوم به " تور زن کوه " در حاشیه جنوب غربی شهر چالوس یا دشت کلارستاق قدیم است که از جمله کهن ترین اسناد شناخته شده و موجود  شمال ایران است.

 این اسناد، اطلاعات ارزشمندی را درباره پیشینه منطقه غرب مازندران کنونی و ولایت رویان (1) و رستمدار (2) در اواخر قرن نهم  و  اوایل قرن دهم هجری، در اختیار ما نهاده، و ما را تا حدودی با شرایط و اوضاع  فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ان عصر اشنا می سازد.

از طریق این اسناد، اطلاعاتی درباره  برخی از رجال و پیشینیان خاندانهای قدیمی منطقه غربی مازندران درکلارستاق و گیلان از جمله خاندانهای میار ، تلاجیاوج، زاهد،  نجار، چلاجورج، گلامریج، روجات، شکرکوهی، مجلج، طالقانی و ...  کسب نموده  و با تعدادی از علمای ان عصر که از این خاندانها بودند، اجمالا اشنا می شویم. ضمنا  اطلاعات ارزشمند دیگری از طریق این اسناد درباره جغرافیای تاریخی  و اسامی مکانها، فرهنگ نامگذاری، مسائل و نظام حقوقی، مناسبات اقتصادی و اجتماعی، دامداری و مرتع داری، زبان وادبیات رایج و رسمی، اداب و شیوه های  کتابت و تنظیم اسناد و نحوه انجام امور روز مره انان در اختیار ما قرار می گیرد.

 طبق مندرجات این این دو سند، مرتع  موسوم  و مشهور به " تور زن کوه" یا " تبر زن کوه" (3) که  درحومه جنوب غربی شهر چالوس فعلی  و درجانب شرقی رود سرداب رود (4) واقع بود، در سالهای 883 و911 ه.ق، به دو خاندان کهن منطقه  کلارستاق (5)، موسوم به  "میــار " (6) و "تلاجیاوج "(7) تعلق داشت . درتاریخهای یاد شده ، این مرتع دو بار بین این خاندانها خرید و فروش شد که اسناد حاضر ، جزئیات ان را برای ما بازگو می نماید.

طبق سند اول ، تا سال 883 هجری ، مرتع تبر زن کوه به کویار میار ابن عز الدین میار تعلق داشت و در این تاریخ  ، یک و نیم دانگ (ربعی) از مرتع مذکور به مبلغ 60 تنکه پول رایج محلی گیلان به شمس الدین و شاه ملک پسران محمد شاه تلاجیاوج فروخته شد.  ظاهرا این ملک تاسال 911هجری قمری همچنان در دست خاندان تلاجیاوج  قرار داشت.

طبق مبایعه نامه مورخ 911 هجری ، مرتع یاد شده را " زرینکمرتلاجیاوج " به همان مبلغ 60 تنکه شاه رضی ، به " کیا اسفران پسر کیا شمس الدین میار طارشی" فروخت. 

 البته درباره خرید و فروش های بعدی این مرتع تا اواسط دوران قاجار اسناد زیادی نوشته شده و وجود دارد که  تا کنون بیش از 10 مورد از این اسناد شناسایی گردید.  دو  سند حاضر که  از قدیمی ترین انها بوده و نسبت به سایر اسناد ازاصالت ، قدمت و اهمیت بیشتری برخوردارند ، طی این مقاله معرفی و متن و تصویر انها منتشر می شود.

این اسناد به یک مجموعه مفصل و بزرگ از اسناد خاندان میار (8)چالوس و کلاردشت  تعلق دارد که دوست معظم و بزرگوارم جناب آقای " عباسعلی میار احمدی " آن را برای مطالعه در اختیار نگارنده قرار دادند . نامبرده که خود از علاقمندان به امور فرهنگی و پژوهشی و از اهل فضل این خاندان در زمان ما می باشد  ، در واقع  یکی از اعضای این خاندان بزرگ و از اعقاب  رجالی است که نامشان در این اسناد امده است . لذا بدینوسیله از آن بزرگوار که در به امانت سپردن این اسناد کمال مساعدت و همراهی را با نگارنده داشتند ، صمیمانه تشکر و قدردانی می نمایم.

 یاد آوری چند نکته مهم:

قبل از پرداحتن به متن اسناد، به چند نکته که یاد آوری آنها در اینجا ضروری به نظر می رسد، اشاره می‌نمایم:

1. نگارنده نسخه اصل هر دو سند را از نزدیک رویت نموده و به دقت مورد بررسی قرار داد . مبایعه نامه اول پیش نویس (9) یا سوادی از سند اصلی است که  به احتمال زیاد همزمان با کتابت نسخه اصلی نوشته شده باشد. از این روی فاقد مهر کاتب و شهود است. 

2. سند دوم سوادی از نسخه اصلی است که در فاصله سالهای 1144-1146 ه.ق از روی نسخه اصلی نوشته شده و توسط 9 نفر از علما و رجال ان عصر مورد تایید قرار گرفت . (10)

3. نسخه اولیه و اصلی هر دو سند، به خط علمای خاندان زاهد گیلان (11) است و با توجه به شواهد و قراینی (12) که وجود دارد ، به احتمال زیاد هر دو سند در گیلان و شاید در شهر لاهیجان نوشته و تنظیم شده باشند.           

4. متن و شیوه نگارش  هر دو سند تقریبا مشابه و یکسان است  و به نظر می رسد که مبایعه نامه دوم با مختصر تغییراتی عینا از روی مبایعه نامه اول نوشته شده باشد (13).

 5 . مبایعه نامه مورخ 883 ، بر کاغذی به رنگ قهوه ای و غیر فرنگی ، درقطع 152× 231 میلی متر ، و توسط " صالح بن فضل الله زاهد " به خط تعلیق غیر هنری یا تعلیق تحریری و معمولی و با مرکب مشکی کتابت گردید.

 6 . مبایعه نامه مورخ 911 ،  احتمالا توسط حسین بن شمس الدین زاهد  به خط تعلیق(14) کتابت شده بود که بعلت پارگی و مندرس شدن سند ، اصل نسخه  احتمالا پس از تهیه سواد از ان امحاء گردیده باشد.

7. سواد موجود از سند دوم برکاغذی فرنگی به رنگ قهوه ای  که در قطع 203×322 میلی متر است  ، با مرکب مشکی و به خط نستعلیق توأم با شکسته تحریری و غیر هنری توسط ملا محمد ابراهیم (15) شکرکوهی کلارستاقی کتابت شد.

 8 . در ادامه ،  نخست متن اسناد قرائت و نقل می شود و در پایان نکاتی که توضیح و شرح انها ضرورت داشته باشد ، به ترتیب شماره های ارجاعی که در سمت چپ کلمات و داخل پرانتز با قلم کوچکتر مشخص شده اند، تحت عنوان " توضیحات و تعلیقات" خواهد آمد.

9. مطالب هر سطر را جداگانه  نقل نموده  و  برای مشخص کردن  و تفکیک نوشته های هر سطر، از شماره ای در داخل دو قلاب [ ] استفاده کردیم.

10. متن اصلی فاقد علائم نگارشی مانند نقطه ، ویرگول  و ...  بوده  واز این گونه علائم  انچه درمتن چاپی دیده می شود، توسط نگارنده افزوده شده است. لذا درمواردی که اطلاع از متن اصلی برای خواننده اثر مهم  باشد ، مراجعه به تصاویرهمراه این مقاله، رفع نیاز می نماید.

11. تصویر رنگی این اسناد نیز ، درقطع کوچکتر از اصل نسخه برای استفاده علاقمندان به همراه مقاله منتشر می شود . با امید به انکه این مقاله  مورد توجه علاقمندان قرار گرفته و مفید واقع گردد ، متن اسناد مذکور را باز خوانی و مرور می نمائیم.

 الف. متن مبایعه نامه مرتع ‹‹ تور زن کوه ›› چالوس ، مورخ 883 ه.ق

[1] " هو

[2] معلوم ناظران این حروف باشد که ،  بخریدند شمس الدین و اخوه شاه ملک ابنا محمد شاه تلاجیاوج [3] از کویار میار ابن عزالدین میار ربعی میسر و چـراخور[ی] که مسمات است به تبره زن کوه [4] محدود بحدود  اربع : شرقیها تلاجیاب پشته (16) ، متصل با (17) تیجک سو (18) و راه قدیم (19) .  قبلیها (20) سنگی دره کا (21) متصل با [5] ملک مشتریان (22) . بحریها (23) گردابک (24) و سـقالو (25) بده مسجد (26) و زیارت  ذ وات (27) . [6] غربیها ، سرداب رود . بثمن معین مبـین شصت عدد تنکه (28) شاه رضی (29) ، مضروب مسکوب (30) [7] رایج الوقت ، [که] نیمه ان سی عدد تنکه موصوفه با شد . و بایع مزبور بفروخت فروختنی درست [8] و شرعی . و مشتریان بخریدند درحالتی که بیـع و شری از جانبین درست و شرعی بود . [9] و بینهما الفاظ ایجاب و قبول و قبض و اقـباض و تسلیم و تسلم در مجلس واقع شد . [10] و مشتریان ثمن مذکور را بتما مه به بایع رسانیدند و او نقد و ایفاد نمود و ملک را [11] تسلیم مشتریان کرد و ایشان متصرف شدند و با سایر املاک خود منضم ساختند . [12] پس این حجت (31) مزبور شد تا معلوم  قضات و سادات(32) باشد  که ربعی میسر محدوده ، حق طلق [13] و ملک مطلق مشتریان است شرعا . و این بیـع و شری بحضور شهود[ی] بود چون : کیا [14] فخرالدین میار ابن کیا اسکندر میار ، و کیا علاالدین میار ابن امیر علی میار ، و کیا فلک الدین میار [15] ابن فرامرز میار ، و کیا گرشاسف(33) میار ابن عـزالدین میار ، و درویش اسمعیل الزاهد . (34) [16] و فخرالدین زاهد[17] و عطاالله الزاهد [18] و غیرهم من الحاضرین[19] فی تاریخ سنه ثلثه ثمانین و ثمانما ئه . [20] بگواهی کیا احمد کیا میار [21] ابن کیا علاالدین میار [22] وکیا امیرعلی میار [23] ابن کیا علا [الدین میار ](35) .

 [24] حرر الفقیر الی الله الواحد [25] صالح بن فضل الله الزاهد [26] حامدا و مصلیا . "

 ب. سواد مبایعه نامه مرتع تور زن کوه چالوس ، مورخ911 ه.ق

[1] "هوالفتاح

[2] معلوم ناظران این حروف باشد که بخرید کیا معظم مکرم عمدة الدیالم(36) ، کیا اسفران میار[3] ابن شمس الدین میار طارشه ا [ی](37) از زرینکمر تلاجیاوج ، میسر و چراخور[ی] که مسمات است به تبرزن کوه [4] ، محدود بحدود اربعه :  شرقیها تلاجیاب پشته متصـل با تیجک سو و راه قدیم ، قبلیها سنگ دره گا [5] متصل با ملک مشتریان ، بحــریها گردابک و سقالو بده مسجد و زیارت ذوات ، [6] غربیها سرداب رود . بثمن معین مبین شصت عدد تنک شاه رضی(38) ، مضروب و مسکوب [7] رایج الوقت که نیمه ان ...(39) سی عدد تنکی (40) موصوف باشد . و بایع مزبور بفروخت [8] فروختن درست و شرعی . و مشتریان بخریدند در حالتی که بیع و شری از جانبین درست [9] و شرعی بود . و بینهما الفاظ  ایجاب و قبول و قبض و اقباض و تسلیم و تسلم در مجلس واقع شد [10] . و مشتری ثمن مذکور را بتمامه به بایع رسا نید و او  اخذ و ابتیاع نمود و ملک را تسلیم [11] مشتری کرد و ایشان متصرف شد و با سایر املاک خود منضم ساخت . پس این حجت [12] مزبور شد تا معلوم قضات و سادات باشد که میسر محدوده حق طلق  و ملک مطلق مشتریست  [13] شرعا . و این بیع و شری بحضور شهـود[ی بود] مثل [14] ، استاد علی نجار(41) بگواهی یونس چلاجورج (42) [15] ، بگواهی اسکندر گلامریج (43) و فرامرز روجات (44) [16] ، و بگواهی خو[ا]جه قاسم  ، و کیا ناصر الدین میار و هندو شاه میار و غیره . [17] تحریرا فی ماه رمضان سنه احد عشر و تسعه ما ته . [18][حرر ] حقیر الراجی الی الله [19] حسین بن شمس الدین زاهد [20] حــــامدا . "

 ج. سجلات و مهرهای سواد برداران و شهود:

ادامه متن، شامل سجلات و مهرهای علما و معتمدینی است که در فاصله سالهای 1146- 1144ه.ق از روی نسخه اصلی سند سواد برداری نموده و اصا لت متن سواد برداری شده را مورد تایید قرار دادند . (45) متن سجلات و مهرهای مذکور چنین است:

1." سواد با اصل مقابله شد . العبد علیرضای طالقانی (46)" و ذیل ان نقش مهر چهارگوشه وی با سجع " علیرضا. با . باشد . بس . حدر. ضار ..."

2." اصل با سواد مقابله شد ... ... حاجت سوادکوهی (47) ."

3. "سواد با اصل مقابله شد. العبدمحمد مقیم مجلج (48)"  و ذیل ان نقش مهر بیضی شکل وی با سجع "  یا رب اجعلنی مقیم الصلوﺓ " 

4 " سواد با اصل ملاحظه شد. العبد کیا محمدشفیع میار"

5. "سواد مطابق اصل است . العبد..." و نقش مهر چهار گوشه با سجع  : افوض امری الی الله عبده ....الله. "

6." سواد مع الاصل ملاحظه و مقابله شد. العبد حاجی بهرام میار ."  و ذیل ان نقش مهری بیضی وی با سجع "  خاک ره ... علیست بهرام."

7." سواد مطابق اصل است و اصل ملاحظه شد . حرره العبد ملا رمضان"  و ذیل ان نقش مهر چهار گوشه وی با سجع "شهر رمضان الذی انزلت فیه القران."

8.سواد مطابق اصل است و اصل ملاحظه شد . العبد"  و ذیل ان نقش مهر بیضی کاتب با سجع " دارد امید شفاعت ز محمدجعفر"

9." السواد مطابق للاصل. الاصل الملاحظه عندی. کتب الداعی محمد ابراهیم"  و ذیل ان نقش مهر چهار گوشه وی با سجع " لااله الا الله الملک الحق المبین. عبده محمد ابراهیم ."

  د. توضیحات و تعلیقات:

1-رویان: درباره نام و تاریخ  سر زمین رویان و حدود آن درمنابع کهن اظهار نظرهای مفصل و متفاوتی شده است که ذکر همه انها موجب تطویل کلام است. خلاصه ترین اشاره درباره حدود و جایگاه این سرزمین را جناب استاد منوچهر ستوده ارا ئه دادند. وی می نویسد: “ ... خاک رویان از مغرب به رودخانه چالوس و کرج  رود، و از مشرق به رود خانه هراز  و بژم موشا ( گردنه  امامزاده هاشم امروزی ) و حدود دماوند، و از جنوب به کوههای توچال که در شمال ری قدیم است و از شمال به حاشیه دریا [ی مازندران]محدود می شود.”( مقدمه تاریخ رویان اولیا الله املی، نوشته دکترمنوچهر ستوده، صفحه دوازده  و سیزده) این گستره، اکنون شامل کوه ودشت شهرستان نور، شهرستان نوشهرو کجور، شهرستان چالوس و کلاردشت و مناطق لورا و ارنگه و رودبار قصران  ولار قصران و روستاهای کوهستانی شمیران است. برای مطالعه بیشتر علاقمندان را به منبع مذکورو سایر منبع مرتبط ارجاع می نمایم .

2. رستمدار: نام رویان از قرن هفتم به مرور فراموش و نام رستمدار جای ان را گرفت. دکتر ستوده در این باره می نویسد: “... حدود خاک رستمدار کاملا قابل انطباق با حدود خاک رویان است. فقط خاک رستمدار در دشت و زمین های هموار تا رودخانه نمکا وه رود پیش رفته است، در صورتی که حدود رویان به خاک چالوس ختم  می شود. از اوایل قرن هفتم هجری لغت کهنسال رویان کم کم رو به فراموشی رفت و کلمه رستمدار بر این ناحیه قدیمی اطلاق شد . بنا بر این رویان و رستمدار نام یک سر زمین و یک بخش جغرافیایی است که دومی در دنبال اولی به ناحیه ای با حدود اولی اطلاق شده است ( همان منبع ، صفحات پانزده و شانزده.)  

3.تور زن کوه: این نام مطلقا در منابع تاریخی گیلان و مازندران  نیامده است . در اسناد موجود ، این نام  متفاوت و به اشکال “ تور زن کوه ، تورزنکوه ، توره زنکوه ، تبره زن کوه ، تبر زن کوه ، تورزن کاو  “ واشکال نزدیک دیگر امده است . ظاهرا این مرتع در جانب شرقی رود سرد ابرود و در جنوب محلی که اکنون نیز به قریه ذوات مشهور است ، واقع بوده  و شامل دامنه ها و شیب شمالی منتهی به قریه ذوات  و شیب شرقی منتهی به رود خانه سرد اب رود و ... بود.

درباره معنی این اسم اجمالا می توان گفت : که شامل سه بخش مستقل است که هر یک ، به تنهایی نیز با معنی است.

“ کوه “ دقیقا به همان معنی ومفهوم  رایج در زبان فارسی است.

“ تور” در زبان مازندرانی به دو معناست : یکی به معنای دیوانه و دیگری به معنای تبر است . دراسناد دیگر که نزدیک به همین زمان نوشته شده اند ، تور را به تبر ترجمه نموده اند، لذا به معنایی که در ان زمان مورد نظر بود واقف می شویم.

“ زن “ هم به چند معناست: (1) به معنای جنس موئنث در مقابل مذکر (2) درنقش فعل ، به معنای زدن است. ومعنی ان با بخش قبلی درست تر ومنطقی تر به نظر می رسد.

 بنا بر این، تورزن در ان زمان به معنی  تبر زننده بود چنانکه در مقابل  لغت “ تورزن کو” که تلفظ محلی ان است، لغت “ تبر زن کوه “ را نیز اورده اند که دقیقا ترجمه فارسی ان است . (3) و درمعنی سوم ،  ممکن است “ تورزن “ به معنای زن دیوانه باشد . ودر مجموع منظور کوهی باشد که به زن تور یا دیوانه ای تعلق داشته یا در ان زندگی می  کرده  و یا گاهی اوقات ، بعضی او را در ان حدود دیده باشند . که البته همه اینها فقط  احتمال است وخیلی بعید به نظر می رسد.

اما نکته ای که من در این باره احتمال بیشتری می دهم ، ان است که اسم “ تورزن  “ ممکن است تغییر یافته و تحریف شده لغت و نام کهن دیگری مانند “ تبرستان “ باشد . و شاید در گذشته های بسیاردور همین کوه را”  تبرستان کوه “ یا تورستان کوه “ می نامیدند  و بمرور این نام تغییر یافته باشد . واز این روی ،  تبرستان اصلی ممکن است شامل منطقه غربی مازندران کنونی بوده و این حدود را شامل می شد و یا حتی نام تبرستان برگرفته از نام این کوه بوده باشد . البته ما چون فعلا اسناد ، مدارک و اطلاعات جامع و کاملی که این فرضیه را تایید نماید، در اختیار نداریم، لذا به همین مختصر اشاره بسنده می کنیم .

4. سردابرود: یکی از رودهایی است که به دریای مازندران می ریزد . سر چشمه این رود ، کوههای تخت سلیمان و علم کوه در جنوب غربی کلاردشت است که با از عبور از دره رودبارک وارد دشت کلاردشت گردیده و پس از عبور از دشت مذکور و جنگلهای شمال شرقی کلاردشت ، در دهانه نزدیک روستای ذوات ، در جنوب غربی شهر چالوس وارد دشت کلارستاق شده و در ابادی سرد ابرود وارد دریا می شود .

 5 . کلارستاق  یکی از مناطق تابعه رویان و رستمدار قدیم است که از گردنه کندوان اغاز و به دریای مازندران  ختم می شود. جانب شرقی ان بلوک پنجکرستاق کجور و رود چالوس بوده و از غرب نیز با طالقان و مناطق کوهستانی تنکابن هم سامان است . و در مناطق ساحلی رود  نمک ابرود خاک ان را با تنکابن جدا می کند . در تقسیمات کشوری جدید ، این منطقه اکنون به شهرستان چالوس مشهور بوده و شامل شهر چالوس و تمام توابع ان درمناطق ساحلی  و شهر کلاردشت با تمام توابع ان در مناطق کوهستانی را شامل می شود.

6 . خاندان میار: یکی از خاندانهای کهن کلارستاق است که قدمت سابقه و سکونت انها دراین منطقه حد اقل به حدود 600 سال قبل می رسد . به استناد اسناد تاریخی موجود در این خاندان ، انها یکی از خاندانهای شناخته شده و اصیل دیلم بودند که قبل از ان زمان در منطقه دیلمان و اشکور سکونت داشتند . سند حاضر کهن ترین سند شناخته شده و موجود خاندان است . و اسناد دیگری که از این خاندان شناسائی شده است ، موید حضور مداوم انها در تاریخ و وقایع این منطقه است . و رجال متعددی از این خاندان ، از اواخر عصر صفوی تا اوایل سلطنت پهلوی حکومت کلارستاق را بر عهده داشتند .

7. خاندان تلاجیاوج: این خاندان نیز از جمله خاندانهاای قدیمی رویان و رستمدار بودند که در منطقه کلارستاق و در قریه موسوم به “ تلاجی “ یا  “ تلاجو “ یا  “ تلاجیاب “ سکونت  داشتند  .  نام این خاندان فقط  در همین دوسند دیده شده و در اسناد جدید تر نیامده است   و از وضعیت امروزی و اعقاب انها اطلاع دقیقی نداریم  . اما در حال حاضر روستای تلاجو یکی از روستاهای بزرگ  ازتوابع شهر چالوس است که جمعیت ان به چند هزار نفر می رسد  و به احتمال زیاد ، اقوام و طوایف فعلی روستای تلا جو  از اعقاب ان خاندان باشند .

8. اسناد خاندان میار: در بررسیها و تحقیقاتی که درباره اسناد این خاندان به عمل امد ، تاکنون چند مجموعه از اسناد و مکتوبات شاخه های مختلف این خاندان شناسائی شد که به لحاظ کمیت و تعداد بیش از 600 برگ دست نوشته در موضوعات مختلف را شامل می گردد . گزیده ای از اسناد این خاندان و سایر خاندانهای کلارستاق در مجموعه ای تحت عنوان “ یکصد و پنجاه سند تاریخی کلارستاق و چالوس “ توسط نگارنده این مقاله تدوین گردیده و اماده انتشار است . لازم به یاد اوری است که برخی از اسناد خاندان میار از جمله : خاطرات عزیز الله خان میار و میرزا عبد الله کلارستاقی و محمد امین خان میار نیز طی سالهای اخیر به همت جناب استاد علی اصغر یوسفی نیا و سید علی شمس طالقانی منتشر گردید .

9 . پیش نویس یا اصل سند: استدلال نگارنده بر پیش نویس بودن این نسخه ان است که ،  طبق مقایسه های انجام شده بین این نسخه با اسناد متعدد دیگر ، همه اسناد اصلی حداقل دارای یک سجل و مهر از کاتب سند می باشند . و نسخه های سواد برداری شده یا  رونوشت عموما  دارای اطلاعات مفصلی از افراد حاضر در جلسه سواد برداری از سند است  و پس از خاتمه متن اصلی ، عبارت “ سواد  با اصل مقابله شد “ یا عبارات مشابه دیگر در پایان یا حواشی رونوشت اسناد دیده می شود . و هویت سواد برداران نیز کاملا مشخص است . در حالی که این نسخه فاقد هر دو ویژگی است ، لذا می توان احتمال داد که این نسخه یا نسخه اصلی بوده ، یا به احتمال کمی این نسخه ، رونوشت همزمان با نگارش سند اصلی بوده که اطلاعات سواد برداری بر ان درج نشده است  . و یا به احتمال زیاد پیش نویس سندی  باشد که سند اصلی از روی این متن نوشته شده باشد . لذا فاقد مهر قاضی و کاتب و شهود حاضر در جلسه است .

گذشته از این موارد  ، در اصالت و قدمت ان هیچ تردیدی وجود ندارد . یکی از مهمترین قرینه ها بر قدمت و اصالت نسخه ، نوع کاغذ و استفاده از خط تعلیق  است که برای نگارش این سند از انها استفاده شد . اسناد دیگر که همزمان با این سند نوشته شده اند نیز به خط تعلیق می باشند . لذا می توان نتیجه گرفت که در واقع عمده خط رایج این منطقه در ان عصر خط تعلیق بوده است . 

10. تاریخ رونوشت : تاریخ سواد برداری یا تهیه رونوشت از مبایع نامه مورخ 911 قید نشده و نا مشخص است . نگارنده با بررسی و مقایسه  اسناد دیگر و اسامی سواد بردارن مندرج درحاشیه سند و مهر کاتب و نوع کاغذ به این نتیجه رسیده است که اصل نسخه این سند تا حدود سالهای 1144-1146 وجود داشته و سواد برداری نیز در همین سالها انجام گردید . یکی از دلایل رسیدن به این تاریخ ،  نوع مهر مورد استفاده کاتب این رونوشت ، ملا محمد ابراهیم شکر کوهی است . وی تا سال  1144، از مهری بیضی شکل با سجع “ لااله الا الله الملک الحق المبین . عبده ابراهیم “ استفاده می نمود  ودر سالهای 1144-1146 از مهری چهارگوشه با همین سجع استفاده می کرد . از این روی چون در رونوشت از مهر دوم استفاده شده است ، بنا بر این،  سواد برداری از سند مذکور باید درتاریخهای فوق انجام شده باشد  .

11. خاندان زاهد: شیخ تاج الدین ابراهیم گیلانی معروف به شیخ زاهد ( ولادت 615 ، وفات 711ه.ق ) از عرفای قرن هفتم هجری بود که شیخ صفی الدین اردبیلی جد شاهان صفویه  از شاگردان و داماد اوست . درباره مدفن وی دو مکان را ذکر نمودند: (ا) قریه شیخانور بر سر راه لاهیجان به لنگرود . (2) بقعه پیر زاهد در سیاوه رود آلیان فومن (استارا تا استار باد ، ج1و2، ص    ) . با توجه به شخصیت عرفانی و مذهبی شیخ زاهد ، اعقاب وی نیز پس از او مورد توجه و احترام بودند . در این دو سند چند نفر از خاندان زاهد معرفی شده اند . به نظر می رسد که این افراد از خاندان و احتمالا از اعقاب شیخ زاهد مذکور باشند . که البته اثبات چگونگی ارتباط و نسبت این افراد با خاندان شیخ زاهد خود تحقیق جداگانه ای را می طلبد . در هر صورت در دو سند کهن  خاندان میار حضور و نقش رجال خاندان زاهد پر رنگ است  کما اینکه تا سال1040 نیز اثر علمای گیلان در اسناد این خاندان و ارتباط انها با گیلان مشهود و غیر قابل انکار است .

12. شواهد: همان گونه که اشاره کردیم ، دو سند مورخ 883 و 911 توسط علمای خاندان زاهد نوشته شدند و علاوه بر انها ، مبایعه نامه کهن دیگر این خاندان نیز در سال 1040 ه.ق در شهر رشت نوشته شد . از این روی می توان نتیجه گرفت که ارتباطی عمیق و اساسی  بین این خاندان و سرزمین گیلان  وجود داشته  و این روابط نشانگر ارتباط فرهنگی و تاریخی و پیشینه این خاندان با سر زمین گیلان است .

13. شباهت اسناد: شباهت بین این دو سند بسیار زیاد است . موضوع و مبلغ معامله ، شیوه نگارش متن و حتی کلمات و عبارات بکارفته در هر دو سند یکسان است . تنها تفاوت اساسی در این دو سند ، تغییر نام خریداران و فرو شندگان و شهود و حضار مجلس و تاریخ کتابت انها است .

14. خط تعلیق: همانگونه که در تصویر دیده می شود ، مبایعه نامه 883 بخط تعلیق نوشته شده است . نگارنده به چند سند کهن دیگر از ان دوران  دست یافت  که ان اسناد نیز بخط تعلیق نوشته شده بودند  . از این روی می توان احتمال داد که خط کتابتی این مناطق در  ان دوران ، خط تعلیق بوده  و اصل مبایعه نامه مورخ911 نیز بخط تعلیق بوده باشد  .

15. ملا محمد ابراهیم: ملا محمد ابراهیم شکر کوهی یکی از علمای کلارستاق در اواخر عصر صفویه است . عمده اثاری که از وی دیده ام مربوط به سالهای بعد از 1135هجری بود  . براساس نسب نامه ای که یکی از اعقاب وی در پایان یک نسخه خطی  نوشت ، وی به خاندان” بانج “ ، که یکی از خاندانهای قدیمی کلارستاق بوده و در روستای قدیمی شکر کوه سکونت داشتند ، تعلق داشت .

16. تلاجیاب پشته: همان طوری که در بند 7 اشاره نمودیم تلاجو یکی از ابادیهای فعلی چالوس است که به احتمال زیاد ، در ان زمان نام کامل این ابادی “ تلاجیاب “ بوده باشد . و کلمه “ پشته “ در زبان محلی به چند معناست : (1) به معنای بالاتر .(2) به معنای تپه و بلندی .(3) به معنای پشت سر و عقب  است و اصطلاحا به مکانی که بالاتر یا عقب تر یا بعد از ان محل واقع بوده باشد  اطلاق می شود .

 17. با: از نمونه های متعددی که در دست است ، بر می اید که در نگارش زبان فارسی ان زمان ، " با "به جای " به " بکار می رفت .

18. تیجک سو : نام مکان و قله ای کوچک  است که در جنوب غربی شهر چالوس ، در منطقه جنگلی سمت جنوب شرقی روستای ذوات به سمت تجن کلا  ، و در منتهی الیه دامنه رو به شمال و شرق واقع است . این نام در زبان محلی بار معنایی زیادی دارد . " تیج " به معنای تیز است .  حرف " ک" همان معنای تصغیر و کوچک فارسی را می رساند . و در مجموع به معنای تیزی کوچک یا قله کوچک است . و " سو" به چند معناست : (1) به معنای صخره وشیب صاف که به علت لیز بودن و سر بودن و صاف بودن به ان " سو  " گفته می شود . (2) به معنای نور و روشنایی است . (3) به معنای سابیدن نیز بکار می رود . و مراد از همه اینها ، اشاره به " قله تیز کوچک و صاف " است .

19. راه قدیم : از این اشاره می توان استنباط نمود که در ادوار قدیم یکی از راههای چالوس به کلاردشت از این مسیر می گذشت که نسبت به راه امروزی کوتاهتر و مستقیم تر بود . بررسی کامل  این راه باستانی خود می تواند موضوع یک پژوهش باستان شناسی و مطالعه اثار موجود در این مسیر باشد .

20 . قبلی: در اغلب اسناد متطقه کلارستاق و کجور که نگارنده انها را مورد مطالعه قرار داد ، در ذکر حدود اربعه املاک به جای جنوب یا جنو بیا ، از عبارت " قبلی "  به معنای قبله ای یا سمت قبله استفاده شده است.

21. سنگ درکاه: به معنای دره سنگی . این مکان نیز اکنون موجود و به همین نام شهرت دارد . در واقع بین دو دره عمیق رود سردابرود درغرب و دره رود چالوس در شرق ، دره سنگ درگاه قرار دارد که نسبت به ان دو کوچکتر است و ان منطقه را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می کند.

22. املاک مشتریان: از این عبارت بر می اید که خانداان تلاجیاوج، در سمت جنوب  این مرتع املاک دیگری نیز داشتند و با این معامله بر وسعت قلمرو خود افزودند.

23. بحری: در اغلب اسناد منطقه در ذکر حدود شمالی املاک ، به جای عبارت " شمال و شمالیا " از عبارت " بحری و بحریا " استفاده شده است.

24.گردابک : احتمالا در مدخل رود سرد ابرود  به دشت چالوس ، دراین نقطه گرداب و چاله پر ابی واقع بود که ان را گردابک می نامیدند . احتمال دارد که در محل تاسیس سد و کانا ل فعلی بوده باشد .

25. سقالو : در مبایعه نامه 911 این عبارت را " سقا لف " نوشتند . احتمالا سقالو صحیح تر باشد . به معنای لبه و راه باریکه ای که در کنار پرتگاه رود خانه قرار داشته و برای اوردن اب از ان عبور می نمودند ، بوده  باشد. 

26. ده مسجد: از این عبارت بر می اید که احتمالا نام قدیمی و اصلی ابادی ذوات ، " ده مسجد " بوده و به مرور به ذوات تغییر یافته باشد.

27. زیارت ذوات: روستای ذوات در حال حاضر شامل ذوات شرقی و ذوات غربی است که در دو طرف رود سردابرود و انتهای دشت و پای کوه قرار دارند . در شمال غربی روستای ذوات ، بقعه امامزاده محمد قرار دارد و در روستای ذوات غربی بقعه امامزاده حلیمه خاتون و امامزاده قاسم قرار دارد . به نظر می رسد که وجه تسمیه این ابادیها ، بقاع همان امامزادگان باشد . و چون برای امامزادگان مدفون در این منطقه احترام زیادی قائل بودند ، انها را وجود و " ذات مقدس " می دانســــتند و از این روی ، جمع انها را " ذوات مقدس " می گفتند و به مرور ایام ، این اسم مختصر شده و به " ذوات " مشهور گردید . در اسناد موجود ، این اسم به اشکال " ذوات ، زوات ، زواط ، زبات  و  زباط  " نوشته شده است . اما به نظر می رسد که شکل اول ان صحیح تر باشد.

28. تنکه: تنکه یا تنگه ، واحد پول  . (1) مقداری از زر و سیم ، مقداری پول . (2) قطعه ای کوچک از طلا و نقره.  (3) قرص رایج از زر و سیم و مس . ( فرهنگ معین ، ج 1، ص 1154و1156 ) واحد پول رایج در گیلان در دوران سلسه سادات کارکیا . طبق نوشته های مرعشی در تاریخ گیلان و دیلمستان  و عبدالفتاح فومنی در تاریخ گیلان ، این سکه در قلمرو سلسله مذکور رایج بود .  و اسناد معرفی شده نیز  موید ان است که علاوه بر گیلان  ،  در خارج از قلمرو انان مانند  کلارستاق که از توابع  رستمدار بود نیز این سکه  رواج داشت . از طرف دیگر ، رواج سکه امیران و شاهان محلی گیلان در منطقه رستمدار که خود دارای حکومت و تشکیلاتی مستقل بود ، موید اقتدار و نفوذ سلسله سادات کیائیه  در منطقه رستمدار است .

29. شاه رضی: اشاره به کارکیا رضا کیا پسر امیر علی کیا سومین فرد از شاهان سلسله سادات کارکیائیه گیلان است  که در فاصله سالهای 799-829 ه.ق سلطنت نمود . تفصیل وقایع دوران سلطنت او را میر ظهیر الدین مرعشی در تاریخ گیلان و دیلمستان اورده است . جهت اطلاع بیشتر به ان منبع مراجعه شود . گذشته از آن ، رواج سکه شاهان گیلان در منطقه کلارستاق که بخشی از قلمرو حکومت رستمدار بود جای تامل بسیار دارد. 

30. مسکوب : در هر دو سند این کلمه به همین املا امده است . در سند مورخ 883 این حرف مانند اغلب متن ان فاقد نقطه است  اما در سند مورخ 911 ، این حرف دقیقا " ب " نوشته شد  . شاید بتوان  احتمال داد که حرف " ک " را در ان زمان بدون سر کش می نوشتند اما اگر حرف مورد بحث " ب" نوشته شده باشد ، احتمال انکه از ان معنای سکه ضرب شده با فلز مس یا مس کوبیده شده مورد نظر باشد ، نیزبعید نیست .

31. حجت : به معنای سند و قباله است . برای اطلاع بیشتر به فرهنگ معین مراجعه شود .

32. سادات : در اغلب اسناد قدیمی با این عبارت و عبارات مشابه از سادات یادشده است که این اشاره حاکی از موقعیت و اعتبار اجتماعی بالای سادات در ان عصر است که نام انها را در ردیف قضات اورده اند .

33. گرشاسف:  این کلمه بدون نقطه است و به گونه ای نوشته شد که ان را به دو شکل " گوشتاسف " و "گر شاسف " می توان خواند . علاوه بر این ، توجه با اسامی مندرج در این سند و فرهنگ نامگذاری ان عصر نیز بسیار جالب و در خور توجه است .

34. درویش اسمعیل زاهد و فخر الدین و علاء الدین  که در ردیف شهود اسامی انها امده است ، از بستگان کاتب بوده و احتمالا جملگی به شیخ زاهد مشهور مرتبط باشند .

35. پارگی گوشه سند : نیمه بالایی حاشیه راست و بالا ، منتهی به گوشه راست سند به علت پوسیدگی افتاده است. لذا حد اقل دو کلمه و شاید تا پنج کلمه از متن افتاده باشد . بنا بر این در قرائت کلمات پایانی کمی تردید وجود دارد و انچه ما قرائت نمودیم ، استنباط شخصی و ا ستدلال بر اساس سایر مندرجات متن است. 

36. عمدة الدیالم: این عبارت اشاره ای است به تاریخ و گذشته خاندان میار که اصالت و تعلق انها را به سر زمین دیلم و گیلان نشان می دهد . بنا بر این می توان به این نتیجه رسید که طایفه میار قبل از سکونت در کلارستاق و رستمدار در منطقه دیلمان گیلان سکونت داشته اند که عبارت طارشی مکان دقیق مسکن و مولد قبلی انها را مشخص می سازد .

37 . طارش: حسب یررسی ها و تحقیقات به عمل امده ، طارش یکی از ابادی های استان گیلان است . طبق تقسیمات جدید کشوری ، طارش یکی از 6 ابادی دهستان کجید از بخش رانکوه شهرستان املش  بوده ، و جمعیت فعلی ان شامل 44نفر و 14 خانوار است . ( برای اطلاع بیشتر به امار سرشماری های گیلان  و فرهنگ ابادی های گیلان و سایت های پیک املش ، وربن و سورتله ، ویکیپدیا و ... مراجعه شود .)

38. تنک: نام این سکه را متعدد نوشتند . در همین سند برای دفعه اول "تنک " و برای دفعه دوم " تنکی " امده است.

39. کلمه " باشد " در این جمله دو بار امد که " باشد " اول حذف گردید .

40. تنکی: املایی دیگر از " تنک ، تنکه ، تنگ ، تنگه و تنگی " است . با توجه به نگارش این کلمه به اشکال مختلف،  به نظر می رسد که یا کاتبان در تلفظ و نگارش درست ان تردید داشتند ، و یا همه اشکال مذکور در ان عصر مصطلح و رایج بوده باشد .

41. خاندان نجار: این خاندان شهرت و نسبت خود را احتمالا از یکی از نجاران  بقعه امامزاده عبد الله رضای پردنکون اخذ کرده و از اعقاب وی باشند . طایفه نجار ، از جمله خاندانهای قدیم کلارستاق است که حد اقل از اوایل عصر صفوی جمعی از انان در قریه مذکور که از قرای  بسیار قدیمی بلوک بیرون بشم کلارستاق است ،  سکونت داشتند . اعقاب این خاندان اکنون نیز به همین نسبت و نام خانوادگی مشهورند . در اسناد بعد از سالهای 911نیز نام برخی از رجال این خاندان امده است.

42. خاندان چلاجورج : چلاجور یکی از قرای کهن و مشهور کلاردشت است . و خاندان مذکور از جمله خاندانهای قدیمی کلارستاق هستند که عمدتا در قریه "چلاجور " سکونت داشته  و طبق اسناد تاریخی دیگر ، برخی از شاخه های این خاندان در روستای قشلاقی کلاچان چالوس سکونت داشتند . بعضی از اعقاب امروزی این خاندان به همان نام ونسبت قدیمی مشهورند  و برخی نیز نامهای خانوادگی جدیدی را برای خود انتخاب کردند.

43. خاندان گلامریج : گلامره یکی از روستاهای کلارستاق است . وگلامریج خاندانی که منسوب به این ابادیست . در اسناد متاخر نیز اشاراتی به رجال و اعضای این خاندان شده است که حاکی از تداوم سکونت و حضور این طایفه درمنطقه کلارستاق است.

44. خاندان روجات: نام این طایفه را تاکنون فقط در دو سند قدیمی دیده ام .  لغت " روج " به لغات پارسی باستان شباهت زیادی دارد و احتمالا به معنای " روز " در زبان زرتشتی باشد . عدم تکرار و کمیاب بودن نام این طایفه ممکن است ناشی از عوامل چندی باشد . احتمال دارد که اعقاب و نسلهای جدید تر این خاندان به مناطق دیگر مهاجرت نموده یا تغییر نام و نسبت داده و یا منقرض شده باشند .

45. یکی از نکات مهم و قابل مطالعه در مبایعه نامه مورخ 911 ان است که ما را با دو گروه از مردم منطقه کلارستاق و در دو مقطع زمانی متفاوت اشنا می سازد . نخست ما را با خاندانهایی که قبل از دوران صفویه می زیستند  و سپس مردمی که پس از انقراض صفویه در کلارستاق بودند . نام برخی از خاندانها مشترک و ثابت است  و نام برخی از  طوایف جدید مهاجر را به ما معرفی می کند . لذا توجه به اسناد از این دریچه ، می تواند پویایی و تغییرات اجتماعی و فرهنگی را نیز منعکس سازد . 

46. علی رضا طالقانی ، ملا رمضان طالقانی و.. : از علمای اواخر عصر صفوی بودند  . در اسنادمتعدد دیگر خط و مهر انان  امده است که حاکی از سکونت طولانی انها در این منطقه بعد از دوران صفویه است . به جز اشارات کوتاه اثر مستقلی از انها ندیدم که معرف شخصیت علمی آنان باشد .  بواسطه همجواری کلارستاق و طالقان ، در بسیاری از حوزه های اجتماعی و فرهنگی بین این مناطق اشتراکات و شباهت های زیادی وجود دارد . و از نظر قومی و عشیرتی نیز این اشتراکات زیاد است . بسیاری از خاندانهای فعلی کجور و کلارستاق از مناطق همجوار از جمله طالقان به این مناطق مهاجرت نمودند . و ملا علی رضا طالقانی و ملا رمضان طالقانی  و ...از جمله علمایی هستند  که در این سند با انها اشنا شدیم .

47. حاجت سوادکوهی: یکی از نکات قابل توجه ارتباط فرهنگی بین اقوام است که نمونه حاضر یکی از مصادیق ان است . طبق مندرجات یک مبایعه نامه ، درسال 1171 ه.ق چند خانواده از خاندان میار در منطقه سوادکوه مازندران سکونت داشتند . در پیشینه و اسناد خاندان میار کلارستاق از جماعت سوادکوهی زیاد سخن گفته شده است . نام و مهر حاجت سوادکوهی در چند سند دیگر این دوران نیز دیده شده است . لذا احتمال دارد که بین این فرد و خاندان میار سواد کوه ارتباطی وجود داشته ، و خاندان میار سوادکوه  نیز بخشی از خاندان میار کلارستاق بوده باشند . از این روی توجه به این اسامی و ریشه یابی انها ضروری است.

48. خاندان مجلج : از جمله خاندانها و طوایف کهن کلارستاق می باشند که حد اقل از قرن هشتم هجری در قریه مجل کلاردشت سکونت داشتند . درکتیبه های بقعه امامزاده هادی در حسن کیف کلاردشت نام " استاد فرهاد ابن استاد رستم خلیل مجلی"  به عنوان نجار سازنده صندوق بقعه امده است که حاکی از حیات این هنرمند کلارستاقی در سال 781 هجری است . در اسناد بعدی کلارستاق تا زمان معاصر نیز نام رجالی از این خاندان امده است که حاکی از حضور مداوم این طایفه درکلارستاق است.

منبع: پیام بهارستان شماره 9

 و همچنین از سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی به آدرس

http://www.ical.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=2225:2011-02-19-10-23-01&catid=85:2010-07-25-09-38-35&Itemid=296

نویسنده : یونس میار : ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

پیش فروش کتاب تاریخ و اسناد خاندان میار

برای پیش خرید کتاب

 " تاریخ و اسناد خاندان میار " 

بر روی لینک زیر کلیک فرمائید : 

 

پیش فروش کتاب تاریخ و اسناد خاندان میار

نویسنده : یونس میار : ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

املاک خاندان میار در کلارستاق

از دست نوشته های مرحوم محمد امین خان میار ملک مرزبان که فرزند دومش مرحوم آقاخان میار ملک مرزبان (ملک بهرام ملک مرزبان) نگاشته است مطالبی را در مورد املاک و اراضی خاندان میار به صورت خلاصه جهت مطالعه شما عزیزان می نگارم (یونس میار):

"بتاریخ ٨-۴-١٣١٨ شمسی..........

ایامی که با آقای محمد امین خان ملک مرزبان ابوی در شیراز در سر کوی دزک منزل داشتیم برحسب امر مبارک مطالب زیرین نوشته شد.

آقاخان ملک مرزبان ابن محمد امین خان ملک مرزبان مازندرانی کلارستاقی ساکن مرزبان آباد (مرزن آباد کنونی) بیرون بشم کلارستاق"

لازم به تذکر است که محمد امین خان میار ملک مرزبان در دوره رضا شاه که جمعی از ملاکین و خوانین مازندران  را تبعید کردند به شیراز تبعید شدند و سپس در دوران محمدرضا شاه به وطن خویش مرزبان آباد بازگشتند و مدتی نیز حکومت کلارستاق را بر عهده داشته است و  اکنون قسمت هایی از دست نوشته هایش را می خوانید و در صورت نا مفهموم بودن مطالب آن را بیان خواهم کرد و کمی تغییرات برای بهتر شدن مطالب خواهم داد به گونه ای که به اصل مطلب لطمه ای وارد نشود (یونس میار):

" بتاریخ  ٢٨-۴-١٣١٨ شمسی مطابق سنه ١٣۵٨ (قمری) شرح ذیل را برای مزید اطلاع مینویسم و خوانندگانی که نمیدانند:

 

محل (محال)ثلاثه مازندران عبارت( است) از:

١- دوازده بلوک ییلاقی و قشلاقی کجور.

٢- چهار بلوک ییلاقی و قشلاقی کلارستاق.

٣- هشت بلوک ییلاقی و قشلاقی تنکابن.

چون قصد ما به کلارستاق و توضیح از این چهار بلوک که در وسط کجور و تنکابن واقع است میباشد.

<- اسامی بلوکات کلارستاق ->

١- بلوک کلاردشت.

2- بلوک بیرون بشم.

3- بلوک کوهستان غربی و شرقی.

4- بلوک قشلاق چالوس رستاق و پی سردآبرود.

دهات چهار بلوک به شرح زیرین است:

1- بلوک غربی و شرقی کوهستان:

کوهستان غربی:

قریه دلیر - قریه الیت - قریه ناطر - قریه بیجدنور - قریه فشکور -  قریه انگوران - قریه گیجان - و منارگردن

قریه های کوهستان شرقی به قرار ذیل است:

قریه الامل و گرم رودبار - قریه هریجان - قریه ولی آباد.

2- اسامی دهات (بلوک) بیرون بشم به شرح زیرین است:

ا-مرس 2- کوتیر (کتیر) 3- طویر 4- ده شهر 5- مرادچال 6- میچکار 7- باوده 8- برار 9- گلام ره 10- بلیل کوه 11- شهرستان 12- هریس 13- اقوزداربن 14- کلاک 15- گرمابک 16- مرزبان آباد (مرزان آباد یا شهر مرزن آباد کنونی)  17- سعد آباد 18- پردنگان 19- ساره گاه (سیرگاه) 20- به گله (به کله) 21- گرکلا (گوهرکلا) 22- خشک دره 23- گویتر 24- شهری 25- سنگ سرک 26- بنفشه ده 27- کلنو 28- لرگان 29- سرکا  30- چلاجور 31- سما 32- دیمو 33- چنس 34- سنار

چند خانوار دیگر جاهای دیگر هستند که 12 ماه سکونت ندارند از قبیل آریچ یا بامیشی پشته یا محمودآباد.

3- اسامی دهات بلوک کلاردشت به شرح زیرین است:

1- کلمه 2- شکر کوه (شقر کوه) 3- کوه پر 4- کردیچال 5- والت 6- عثمان کلا 7- پی قلعه 8- تبرسو 9- لاهو 10- گرک پس 11- حسن کیف 12- ول وال 13- مکا 14- اجابئیت 15- مجل 16- رودبارک 17- کردمحله 18- واحه 19- توید دره 20- مکارود 21- بت(واضح نیست) کلا 22- بازارسر 23- پیشنبور

4- اسامی دهات قشلاقی چالوس رستاق:

1- دارکلا 2- چالوس 3- اورنگ (آبرنگ) 4- لپاوک (فرج آباد) 5- سلیم آباد 6- گرامجان 7- آیش بن 8- بورسر 9- فخرآباد 10- علویکلا 11- شیخ کلا 12- درمش کلا (دارمشکلا) 13- کردخیل 14- دوستگر 15- علی آباد 16- عرب خیل 17- ذوات 18- سینوا که به سکونت زمستانه فشکوریهاست.

اسامی دهات پی سردآبرود به شرح زیرین است:

اول گته سر کلا که معروف به سردآبرود است 2-دوجمان 3- نودهک 4- عباس کلا 5- مرزنده 6- پیچده 7- کی کلا (کیکلا) 8- نجارکلا 9- کریم آباد 10- اسپیده (سپیده)11- کلاچان 12- امام رود 13- هرت کلا 14- هچیرود 15- نورسر 16- کنیزک بمرد 17- آهنگرکلا 18- مس ده 19- کیا کلا

به طور تقریبی صد پارچه آبادی چهار بلوک کلارستاق است از ییلاقی و قشلاقی و بیرون بشم  و کلاردشت که در چهارده فرسخ طول و سه فرسخ عرض سکونت دارند. طول خاک کلارستاق از جلوی دریا تا تونل کندوان چهارده فرسخ است. عرض خاک کلارستاق از رودخانه چالوس تا نمک آبرود که اول خاک تنکابن است تقریبا سه فرسخ است.

مالکین قدیم کلاردشت و بیرون بشم و چالوس رستاق و سردآبرود و قشلاق اول طایفه میار است و معروف در بین خودشان این است که از نسل کیان و کیانی هستیم و از کی به آنجا وارد شدند معلوم نیست ولی کمتر از سه چهار هزار سال نباید باشد. (لازم به توضیح است که خاندان میار خود را از بازماندگان پادشاهان ساسانی در مازندران به نام سلسله پادوسبانان می دانند که در حدود 1400 سال پیش پادوسبان بن گیل بن گیلانشاه فرزند فیروز فرزند نرسی فرزند جاماسب فرزند کوچکتر فیروز شاه ساسانی و برادر قباد شاه ساسانی بنیانگذار این خاندان شد که از سال 45 هجری تا 1006 هجری قمری یعنی زمانی که شاه عباس صفوی آخرین فرمانروایان این سلسله را از میان برد، در مناطق رویان (رستمدار) و یا نواحی واقع در گیلان شرقی و آمل حکومت کردند ).

گویا در ورود به آنجا و سکونت آنجا معروف یه میار شدند مثل این که بعضی نقاط ملک به اسم میار خوانده میشود مثل میار محله لاهو یا میارخاک پهلوی تپه کلار کلاردشت یا مرتع میارچ  پشت قریه کلمه واقع در میان بند یا اطاق سرای میار در خاک گویتر زیر خشک دره بیرون بشم یا میار خاک گرمابک یا میارنو زیر حضرت خلیل و همچنین از این فامیل ملک کیومرث رستمداری که معاصر امیر تیمور گورکانی است در ملوک الطوایفی ایشان  و ملک کاوس و ملک اسکندر پسرش ملک کلارستاق کجور نور تهران شمیران ری تا سامان قم و طالقان و الموت فرمانروایی داشته (اند) و اغلب دهات کلاردشت و بیرون بشم و قشلاقات مال اولادهای ملک کیومرث بوده و قبر خودش هم در هزار خال کجور باقیست و مرد مسلمان و خیری بوده است. مرزبان آباد بیرون بشم و مرزنده پی سرد آبرود از آن جهت نامیده شده و بنده (محمد امین خان میار ملک مرزبان) و لطفعلیخان (رفیع السلطان سالارمکرم) اخوی سجل خودمان را بدین واسطه ملک مرزبان گرفتیم و بقیه فامیل سجل را میار و کیانی گرفتند.

مقصود از املاک خاندان جلیله میار در کلاردشت بوده است که اولا قریه لاهو با قریه تبرسو و قریه پی قلعه و حسنکیف و کردیچال و  و غیره و مراتع ییلاقات حصارچال و کوه بریر و غیره. در بیرون بشم قریه کلنو و قریه سنار و قریه سنگ سرک، قریه گویتر و خشک دره و قریه گرکلا  و سیرگاه و به کله و قریه گرمابک و قریه هریس و قریه مرزبان آباد، سعد آباد و قریه بلیل کوچ (بلیل کوه)، مراتع لاپی زنان و میاندشت و قریه یشت و میچکار، مرتعات میان بندی سلطان سرا، موزی پشته، کردشت، واکله، پلنگ سر، حرکت، وربن و مرس و باوده غیره. و در قشلاق پی سردآبرود و چالوس رستاق همه دهات مال فامیل میار بوده مگر از سردآبرود و چالوس در سه ده مال سایر طایفه بوده از قبیل آهنگرکلا ملک صفاریان یا مقداری از اورنگ (آبرنگ) و علویکلا.

از زمان دوره تیموری و کم کم یا زمان سلطنت سلاطین صفوی  خاندان میار و اولادهای ملک کیومرث اجداد ما در آن حدود دارای نفوذ و قدرت بوده اند. بعد در زمان کریم خان مرحوم کیانعیم برادر جد ما مدتی تمکین به دولت زندیه نکرد. بعد علی مراد خان زند با عده سوار و پیاده مامور دستگیری خان شدند پس از مدتی زد و خورد مرحوم کیا نعیم میار مغلوب و دستگیر و روانه شیراز شدند. ولی باز هم حکومت کلارستاق را به کیا عباس برادر او که جد ما باشد واگذار نمودند. حکومت با مشارالیه و بعد از طرف آقا محمدخان قجر با مرتضی قلیخان پسرش و بعد مرحوم آقاخان و بعد با محمدخان پسرش بوده است."

پس از تشکیل حکومت محال ثلاثه خاندان میار حکومت کلارستاق را تحت عنوان نایب الحکومه و فرمانفرایی کلارستاق داشتند همچون  آقا محمود میار فرزند آقا خان پس از او، آقا اسداله میار فرزند مرتضی قلی بیک حاکم پس از او آقا بزرگ آقا میار فرزند آقاخان بزرگ، سپس علی خان میار فرزند آقا اسداله، عزیزاله خان میار فرزند زمان خان و محمد امین خان میار فرزند میرزا عبداله خان به این مقام نایل شدند (اسناد خاندان میار خطی).

منابع :

١- میار ملک مرزبان، محمد امین خان. خاطرات و تاریخ خاندان میار (خطی). ١٣١٨ هجری شمسی.

٢- میار، عزیزاله خان. خاطرات و تاریخ خاندان میار(خطی). احتمالا ١٣٢٩-١٣٣٠.

٣- میار، میرزا عبداله خان. خاطرات و تاریخ خاندان میار (خطی). ١٣٢٩ هجری قمری.

۴- شمس طالقانی، سیدعلی. ١٣٨٢. زندگی نامه خاندان میار کلارستاقی. چاپ اول. انتشارات کلار. 

۵- یوسفی نیا، علی اصغر. واعظی تنکابنی، ابولحسن. ١٣٨٠. فرهنگ نام ها و نام آوران مازندران غربی، چاپ اول، انتشارات کیانا.

۶- یوسفی نیا، علی اصغر. ١٣٧٠. تاریخ تنکابن. چاپ اول، نشر قطره.

٧- اسناد خاندان میار (خطی)

٨- منابع زنده: بزرگان خاندان میار

 

نویسنده : یونس میار : ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

عزیزاله خان میار سردار بزرگ کلارستاق

شادروان عزیزاله خان فرزند محمدزمان خان فرزند آقا اسداله نایب الحکومه کلارستاق فرزند مرتضی قلی بیک حاکم کلارستاق  فرزند کیاعباسعلی میار حاکم کلارستاق در سال ۱۲۷۰ شمسی در قریه مرزان آباد ( مرزن آباد کنونی) تولد یافت. مادرش فرزند میرزا جهان از خلعت بریهای مقیم کلارآباد بود. در زمان تولدش، عمویش علی خان نایب الحکومه کلارستاق بود.

در سن ۱۵ سالگی به اتفاق سالارمکرم (لطفعلی خان میار رفیع السلطان سالار مکرم) که خدمت ولیخان سپهسالار می کرد به آن دربخانه در تهران  پیوست. اوقات فراغت خود را در مدرسه اتحاد وطن شاه عبدالعظیم که وسیله دو کلارستاقی به نامهای آقا شیخ تقی گرمان کردیچالی و آقا شیخ محمد پنجکی پدر میرزا هادی آل حبیب اداره می شد سواد خواندن و نوشتن آموخت. پس از پایان تحصیل وارد قوای امنیه شد و پس از سه ماه آموزش به دریافت درجه آسپیران نائل گردید. اولین ماموریت وی ورود به اسکادران اول گارد مخصوص احمدشاه قاجار بود. سپس با قوای امنیه به فرماندهی سرهنگ پورزند به قزوین رفت و مدت شش ماه با ایل شاهسوند اینانلو که محمد حسن خان رئیس آن بود جنگید و سبب از هم پاشیدگی ایل و فرار و پناه بردن ایلخان آن به کاشان نزد نایب حسین کاشی یاغی معروف گردید. در جنگ رباط کریم که ژنرال باراتف فرمانده معروف که در راس نیروی اشغالگر روس های تزاری قرار داشت جنگید و پس از آن به دستور دولت با رژیمان امنیه به طرف مناطق بختیاری رفت. در آن زمان ایران دچار عواقب دامنگیر جنگ جهانی اول بود و قوای روس و انگلیس  و عثمانی جهت رسیدن به اهداف نظامی خود این خاک را لگد کوب جنگ و ویرانی ساخته بودند.عزیزاله خان میار به مدت دو سال با قوای امنیه حوادث سهمگینی را تجربه کرد. جنگ با قوای روس و انگلیس و عشایری که وسیله آنان خریداری شده بودند، موحش ترین حوادث را در طول زندگیش ایجاد نمود چنان که پس از بازگشت به تهران از نیروی دوازده هزار نفری امنیه تنها چهار هزار تن باقی مانده بودند. بقیه در گیر و دار جنگ و ناملایمات آن به هلاکت رسیده بودند. در همین ایام بود که وی ملیون ایرانی مهاجر به عثمانی را که شادروان علامه میرزا طاهر تنکابنی(فقیه) و مدرس نیز جزء آنان بودند تا مرز ترکیه همراهی نمود ولی به سبب برخورد خصمانه و دور از نزاکت افسران ترک از ورود به خاک عثمانی خودداری نمود.

در همان اوان جوانی پس از فوت  عموهایش آقا حسینقلی میار و آقا محمد میار به سمت ریاست و بزرگی خاندان میار رسید.

عزیزاله خان در تهران بنا به تشویق های علی اصغر خان ساعدالدوله  از درجه افسری و ادامه خدمت نظام چشم پوشید و در عداد نیروهای چریک ساعدالدوله قرار گرفت. در اغلب ماموریت هایش همراه با پسر عمو هایش همچون علی اصغر خان میار درخشان، علی اکبر خان میار کلارستاقی،ابراهیم خان میار اسداله نژاد، لطفلی خان میار عباس کیانی و حسینقلی خان میار سلطانی  بود.

در آن زمان سالار فاتح کجوری (سرتیپ علی خان دیوسالار) نهضت جنگل گیلان را در مازندران غربی تقویت می کرد و با جنگ دارکلا و اشغال تنکابن، کینه آشتی ناپذیر خلعت بری های را به خود جلب نموده بود.

عزیزاله خان با نیروی ساعدالدوله درصدد تلافی عمل سالارفاتح بودند که کلارستاقی ها وی را از این همراهی بر حذر داشتند و به ورود به نیروی سالار فاتح تشویق کردند. زمانی که وی به سالار فاتح پیوست در جنگ عباس آباد  مهمترین عامل پیروزی دیوسالار بر قوای تنکابنی ها گردید. در واقعه حمله احسان الله خان دوستدار جهت فتح تهران ابتدا به بلشویک ها که ساعدالدوله نیز به حمایت از آنان تظاهر می کرد همراه بود و با قوای زیر دستش سرهنگ شاه بختی را در کوهستان کلاردشت شکست سختی داد. اما وقتی ساعدالدوله نیات مخفی خود را دائر بر نابودی بلشویک ها با عزیزاله خان میار در میان گذاشت، با او متحد شد و به اتفاق یکدیگر کلیه مهمات اسلحه خانه بلشویک ها را در شهسوار به اشتاج دوهزار حمل نمود و سبب شکست و واژگون بختی احسان اله خان دوستدار گردید.

کلنل بصیر دیوان (سپهبد زاهدی بعدی) به پاس اظهار رشادت و شجاعت های مکرر او را به ورود دوباره به نظام با درجه سرگردی تشویق نمود که با مخالفت وی روبرو شد. اما ابلاغ حکومت کلارستاق را به نام وی صادر کرد و مدت شش ماه حاکم کلارستاق بود. سپس به حکومت رانکوه منصوب گردید. در آن جا علاوه بر این سمت نماینده امیر اسعد در جمع آوری عواید ملکی سپهسالار در سیارستاق گیلان گردید و مدت سه سال در سیارستاق ماند. به زمان حکومت کلنل بصیر دیوان بر تنکابن مجددا به حکومت کلارستاق منصوب گردید و بر ایل و گیل منطقه حاکم شد.

شادروان عزیزاله خان میار سردار بزرگ کلارستاق

شادروان عزیزاله خان میار سردار بزرگ کلارستاق

با روی کار آمدن رضا شاه هر چند خاندان میار به جز محمد امین خان که به شیراز و حسینقلی خان میار سلطانی که به همدان تبعید شدند، جز تبعیدی ها نبودند و هیچ کدام از بزرگان خاندان میار مرزان آباد تبعید نشدند اما املاک آنان توقیف گردید و از هستی ساقط گردیدند. به عنوان مثال می توان به احداث پادگان مرزن آباد در املاک خاندان میار اشاره کرد که هنوز هم بقایای خانه های قدیمی بزرگان این خاندان هم چون آقا خان میار که ساختمان افسران بود نیز اشاره کرد. عزیزاله خان میار هنگام احداث جاده شوسه کندوان مدتی نیز سرپرستی و حفاظت از این راه را بر عهده داشت. در سرکوب احزاب توده مازندران غربی و شرق گیلان فرماندهی نیروی حزب جنگل کلارستاق و ریاست خاندان میار را بر عهده داشت. و با ایجاد رعب و وحشت از توسعه بیشتر این حزب میان توده های مردم کاست. مرکزیت و محوریت و ریاست این حزب با خاندان میار بود که پس از شادروان عزیزاله خان میار می توان به علی اصغرخان میار، علی اکبر خان میار، حسینقلی خان میار از میارهای مرزن آباد و ملک بهرام میار ملک مرزبان از میارهای گرمابک و لطفعلی خان میار عباس کیانی و پسرانش همچون علی خان، محمد خان، نصیر خان، میرزا فرج اله خان، ابراهیم خان از میارهای گرکلا و حسینقلی خان میار سلطانی به همراه میارهای لاهو کلاردشت و آقاقلی میار و میارهای نجارکلا اشاره کرد.

در این تهاجم و دستگیری اعضای حزب توده نقاط ذکر شده تا لنگرود پیش رفت. در اثر این اقدام از طرف ستاد ارتش وقت به اتفاق گروهی از سران کلارستاق  که در این کار شریک بودند به دریافت نشان شجاعت و تقدیر مباهی گشتند.

  سران حزب جنگل کلارستاق
از راست به چپ نشسته: لطفعلی خان میار عباس کیانی، عزیزالله خان میار، اسدالله رزمجو، کاظم عسگری
ایستاده: نادری، ملک بهرام میار ملک مرزبان

وی نماینده خاندان میار برای باز پس گیری املاک خاندان میار بود و پسر عموهایش همچون محمد ابراهیم خان، صادق خان، علی اصغر خان، علی اکبر خان، عباس خان و اسداله خان میار به وی وکالت و اختیار تام داده بودند تا املاک  میارهای مرزن آباد که شامل تمامی مرزن آباد یا مرزبان آباد و مراتع لاپی زنان و میاندشت، قریه سنگ سرک، قریه گویتر، خشک دره روستاهای زیادی در کوهستان همچون انگوران،مرس، فشکور و در چالوس قریه های آیش بن، آبرنگ، موزوپشته، لپاوک یا فرج آباد کنونی، نارنج بن یا نارنج باغ، گرامجان و .. را از بنیاد پهلوی در زمان پهلوی دوم بازپس گیرد. اما پس از فوتش در سال ١٣٣۶این وکالت نامه موجبات اصلاحات ارضی املاک ذکر شده را  فراهم آورد.  

پس از فروکش کردن غائله حزب توده، در اختلافی میان ایل و گیل با ایجاد توطئه ای توسط نصرت اله حاتمی خواجوند، انصاری وی را به ضرب گلوله مضروب ساخت. پس از سقوط وی تیر اندازی از دو طرف شدید شد و در نتیجه رحمت شجاعی خواجوند کشته شد و خیراله رودبارکی و عوض اجابئیتی از گروه یزدانی دستگیر شدند. خیراله در سینوا آن چنان مضروب شد که تا آخر عمر علیل ماند. یزدانی و انصاری از خانه فرار کردند. عزیزاله خان در سال ١٣٣۶ شمسی دارفانی را وداع گفت و در محوطه امامزاده خلیل مرزن آباد در کنار جدش آقا اسداله میار فرمانفرمای کلارستاق که خود محوطه امامزاده را وقف کرده بود و بدین روی آن جا به میار نوی امامزاده خلیل معروف گشته بود، مدفون گردید. وی را باید اخرین بازمانده رشید خاندان حکومتگر میار دانست که غروب نام آوری این خاندان را روشنائی مضاعف بخشید.

شادروان عزیزاله خان میار

شادروان عزیزاله خان میار

وی در دوران بستری بودن، اقدام به نگارش خاطراتش و تاریخ خاندان میار نمود که از منابع پر ارزش تاریخی خاندان میار به حساب می آید و به زودی توسط آقای علی اصغر یوسفی نیا تحت عنوان مشروطه بی نقاب چاپ و منتشر خواهد شد.

منابع:

١- میار، عزیزاله خان. خاطرات و تاریخ خاندان میار(خطی). احتمالا ١٣٢٩-١٣٣٠.

 ٢-میار، میرزا عبداله خان. خاطرات و تاریخ خاندان میار (خطی). ١٣٢٩ هجری قمری.

٣- شمس طالقانی، سیدعلی. ١٣٨٢. زندگی نامه خاندان میار کلارستاقی. چاپ اول. انتشارات کلار. 

۴- یوسفی نیا، علی اصغر. واعظی تنکابنی، ابولحسن. ١٣٨٠. فرهنگ نام ها و نام آوران مازندران غربی، چاپ اول، انتشارات کیانا.

۵- یوسفی نیا، علی اصغر. ١٣٧٠. تاریخ تنکابن. چاپ اول، نشر قطره.

۶- اسناد خاندان میار (خطی)

٧- منابع زنده: بزرگان خاندان میار.

 

نویسنده : یونس میار : ٤:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

خاندان میار و طوایف منشعب شده از خاندان بزرگ میار

/ تاریخ برای جوانان این فایده را دارد که آنان را زودتر از معمول به سطح خود می رساند. پنجره ها را بر روی آنها می گشاید و به آنها اجازه می دهد تا عواملی را که در جهان آنها حاکم بوده است و هنوز هم هست بهتر بشناسند آنچه را که در خور ترک و طرد است از آنچه که شایسته حفظ و نگهداری است تمیز دهند/ دکتر عبدالحسین زرین کوب

خاندان میار (طایفه جلیله میاریه) کهن ترین خاندان  کلارستاق (کلارستاق: از تونل کندوان تا دریای مازندران در چالوس که از سمت غرب تا نمک آبرود و از سمت شرق تا رودخانه چالوس که مرز کجور است و شامل کوهستان غربی و شرقی، بیرون بشم کلاردشت و مرزن آباد و کلاردشت و چالوس یا دشت و قشلاق می باشد) و یکی از کهن ترین خاندان ها و طوایف مازندران و ایران می باشد. مسکن و موطن اصلی این طایفه از قدیم الایام تا کنون روستای لاهو (میار محله لاهو) در کلاردشت کلارستاق می باشد اما به تصاریف زمان برخی از بزرگان این خاندان در نقاط دیگری همچون تبرسوی کلاردشت (تورسو یا طورسو) ، سوادکوه (میارکلا)، ساری (میار محله یا میار کلای ساری)، قائمشهر (صنم حاجی کلا و چمازکتی)، بیرون بشم کلاردشت (مرزان آباد یا مرزن آباد کنونی، گرکلا یا گوهرکلای کنونی، گرمابک )، چالوس (نجار کلا، چالوس محله ، بورسر و...)، شهسوار یا تنکابن فعلی (کلار آباد، گراکوه و رودگر محله)، رئیس محله نرسیده به لاویج در نور و محله میار در ورامین ساکن شده اند و اکنون نیز نوادگان آن ها در این مناطق ساکن می باشند و عده بسیاری نیز در تهران ، کرج و کشورهای خارجه سکونت دارند.این خاندان نقش بسیار مهمی را در تاریخ چالوس و کلاردشت و مرزن آباد (کلارستاق) داشته است. بزرگان خاندان میار و مورخان نظراتی چند در مورد وجه تسمیه کلمه میار دارند که به دو مورد از مشهورترین این نظرات می پردازم:

  • 1. کلمه میار به زمان مازندرانی یار من معنی شده است چرا که صفت بارز این طایفه دستگیری از مستمندان، فقرا و ابن سبیل می باشد و این طایفه علیرغم قدرت و نفوذ فراوانی که در منطقه کلارستاق داشتند همواره با رعایا و زیردستان خویش با نرمی و مهربانی رفتار می کردند. (کتاب زندگی خاندان میار کلارستاقی و گفته های بزرگان خاندان میار)
  • 2. مرحوم ملک بهرام خان میار ملک مرزبان در این باره نوشته است که: " در اواسط شهریور 1326 شمسی ضمن مراجعه به عمویم جناب سرگرد مرتضی قلیخان ملک مرزبان (سرهنگ ملک مرزبان بعدی) در دانشگاه جنگ تهران در سه راه طرشت و برحسب راهنمایی ایشان به کلاس درس استاد تاریخ ایران تیمسار سرلشگر صمدی با استفاده از صندلی آزاد شنیدم که : مردینوس مازندرانی از طرف خشایارشا شاه هخامنشی پس از فتوحاتی مرزدار ایران آن روز شد و در مقابل هجوم مردان آسیایی (آسیای شمالی) با مردان دلیر خود ایستادگی و پایداری می کرد. مردینوس لغت یونانی است. فارسی مردینوس مردیار می باشد که در اثر کثرت استعمال و به مرور زمان به میار تبدیل شده است." Mardoniusنام سردار نامدار داریوش و خشایارشا هخامنشی بوده است که سمت ریاست گارد شاهنشاهی هخامنشی را نیز بعهده داشته است.

بر اساس روایت اول خاندان میار از بازماندگان خاندان پادوسبان می باشند که در حدود 1000 سال بر رویان و مازندران حکومت کرده اند و سرسلسله خاندان میار،ملک کیومرث رستمداری ( حکمران رویان و رستمدار و طالقان و قزوین و ری و شمیران و تهران در زمان پادشاهی امیر تیمور) می باشد  که  خاندان پادوسبانان نیز از بازماندگان پادشاهان ساسانی می باشند و شاهان ساسانی نیز از بازماندگان سلسله پادشاهان کیانی می باشند که پسوند کیانی در بسیاری از این شاخه های این طایفه دیده می شود و شاهد بر این مدعا:

1. لقب احترام انگیز کیا است که نشان از کیایی و کیانی و پادشاهی دارد که در ابتدای نام تمامی بزرگان این خاندان تا اوایل پادشاهی قاجاریه دیده می شود همچون کیا نعیم بیک میار ( کیا نعیم شاه کلاردشتی ) حکمران کجور و کلارستاق و کلاردشت از اواخر سلسله صفوی تا حکومت زندیه.

2. مالکیت غالب  املاک و روستاها و مراتع  کلارستاق به دست خاندان میار بوده است.

3. انتخاب بزرگان این خاندان به عنوان حاکم کلارستاق و بعضاً کجور و کلارستاق از سوی پادشاهان ایران همچون کیا نعیم بیک میار حکمران کجور و کلارستاق و کلاردشت از سوی شاه سلطان حسین صفوی و نادر شاه افشار و کریم خان زند، کیا عباسعلی میار حاکم کلارستاق و کجور از سوی کریم خان زند بعد از ادعای شاهنشاهی کیا نعیم بیک میار و دستگیری نعیم شاه کلاردشتی که خود ماجرایی مفصل دارد، مرتضی قلی بیک میار حاکم کلارستاق از سوی آقا محمد شاه (خان) قاجار و فتحعلی شاه قاجار، رجبعلی بیک میار حاکم کلارستاق از سوی فتحعلی شاه، آقاخان میار حاکم کلارستاق از سوی فتحعلی شاه و به دستور محمدقلی میرزا ملک آرا حکمران کل طبرستان و استراباد، محمد خان میار به دستور محمدقلی میرزا ملک آرا حکمران کل طبرستان و استراباد. پس از ترور آقاخان میار بدست خواجوندهای کلاردشت و خاندان خلعت بری چون آقا خان در این زمان در صدر خاندان میار بود و بازوی کارآمد خاندان میار محسوب می شد، مانع ادغام کلارستاق با کجور و تنکابن از پیش پای خلعت بریها برداشته شد(!!!!!) و پس از ادغام حکومت های کجور و کلارستاق و تنکابن به عنوان محال ثلاث در غالب اوقات خاندان میار نیابت حکومت کلارستاق را از سوی حبیب اله خان ساعدالدوله و فرزندانش همچون سپهسالار تنکابنی که حکمران محال ثلاث بودند، بر عهده داشتند.

 

خاندان میار هم اکنون دارای شاخه های و شعبات بسیاری می باشد که هر یک در دل این خاندان، طایفه ای محسوب می شود که اسامی آن ها  بر اساس مسکن آنها بدین شرح است که تا کنون  28 شاخه از این خاندان بزرگ شناسایی شده است.

 

  • میارهای لاهوی کلاردشت

میار محله لاهو مسکن، موطن اصلی  و مسقط الراس اصلی این خاندان بحساب می آید و دارای این طوایف می باشد:

1.میار نعیمی: احتمالاً از بازماندگان کیا نعیم شاه میار- اطلاعات کاملتر نیاز به تحقیقات بیشتر دارد. 2.میار سلطانی: از بازماندگان حسینقلی خان میار سلطانی که تمامی اجداد این طایفه دارای درجه نظامی سلطانی در دوره قاجاریه بودند که معادل درجه سرهنگی است همچون نصیر سلطان میار لاهویی- اطلاعات کاملتر نیاز به تحقیقات بیشتر دارد.  3.میار احمدی: پسوند این خاندان از آقا احمدعلی آقا میار لاهویی است که از بازماندگان فرزند ارشد کیا عباسعلی میار یعنی آقا محمدزکی میار می باشند که اکنون فرزندان مرحوم حسن خان میار می باشند. 4. میار عباسی: این طایفه نیز از بازماندگان آقا احمدعلی آقا میار لاهویی است که از بازماندگان فرزند ارشد کیا عباسعلی میار یعنی آقا محمدزکی میار می باشند و پسوند این خاندان از کیا عباس می آید که مرحوم کیا سعید میار این پسوند را انتخاب کرد و اکنون نوادگانش دارند. 5. میار رستمی: اطلاعات کاملی در دست نیست ولی احتمالاً از از بازماندگان کیا رستم میار هستند. 6. میار: بازماندگان مرحوم حاج مسیح میار که خود از نوادگان بهرام خان فرزند میرزا آقا میار لاهویی است. 7.  میار صادقی: در مورد پسوند این طایفه هنوز اطلاعات کاملی نداریم اما این خاندان از بازماندگان کربلایی فرج اله میار لاهویی می باشند که اکنون بازماندگان مرحوم آقا حسن  میار صادقی فرزند آقا سلیمان فرزند کربلایی فرج اله دارای این فامیلی هستند و طایفه میار عندلیب (عندلیب) نیز شاخه ای از این طایفه می باشند. 8. میار یوسفی: این طایفه از بازماندگان آقا محمد یوسف میار هستند و پسوند یوسفی نیز کاملا مشخص است که به چه واسطه افزوده شده است. 9. میار یساولی (خاوری یا خاوران):  در مورد این طایفه اطلاعات کافی در دست نیست.

 

•·  میارهای تبرسوی کلاردشت

10. میار عسگری: اطلاعات کاملی در دست نیست و احتیاج به تحقیقات بیشتر دارد اما بطور کلی یکی از سکونتگاه های بسیار قدیمی خاندان میار می باشد چون میار ها در دوره صفویه در سه محل لاهو، حسنکیف و تبرسوی کلاردشت که ملک این خاندان بوده است سکونت داشته اند. 11. میار حسینعلی: در مورد این خاندان اطلاعاتی دردست نیست.

  • میارهای مرزان آباد یا مرزبان آباد (مرزن آباد کنونی)

کیا عباسعلی میار جد تمامی میارهای بیرون بشم کلاردشت و نجارکلای چالوس می باشد. پس از مهاجرت مرحوم کیا عباسعلی میار از لاهو به کلاردشت که در حدود 250 سال پیش بوده است، پسر سومش مرتضی قلی بیک میار حاکم کلارستاق در زمان آقا محمد خان و فتحعلی شاه قاجار دارای 2 پسر بود که آقاخان و آقا اسداله بوده اند. میارهای مرزن آباد از بازماندگان آقا اسداله میار نایب الحکومه کلارستاق در زمان ناصرالدین شاه قاجار و حکومت ساعدالدوله خلعت بری بر محال ثلاث می باشند که دارای 5 طایفه می باشند:

12. میار: بازماندگان مرحوم عزیزاله خان میار سردار بزرگ کلارستاق که ریاست و فرماندهی حزب جنگل کلارستاق را بعهده داشت و مدتی نیز حکومت کلارستاق و مدتی نیز حکومت رانکوه گیلان را بعهده داشته است و بازماندگان مرحوم صادق خان میار که هر دو نفر نوه آقا اسداله خان میار بوده اند. 13. میار اسداله نژاد: بازماندگان مرحوم حسینقلی خان میار اولین رئیس انجمن شهر مرزن آباد که فرزند ابراهیم خان میار نوه آقا اسداله خان فرمانفرمای کلارستاق بوده است و بازماندگان مرحوم عباس خان میار که نوه آقا اسداله می باشند. 14. میار درخشان: بازماندگان مرحوم علی اصغر خان فرزند هدایت خان اول فرزند آقا اسداله می باشند که اکنون فرزندان مرحوم هدایت خان دوم میار دارای این فامیلند . مرحوم هدایت خان میار کارمند عالی رتبه شرکت نفت ایران بود و معاونت کارگزینی شرکت نفت ایران را بعهده داشته است. 15. میار علی پور: پسوند علی پور از نام مرحوم علی خان میار نایب الحکومه کلارستاق در زمان حکومت سپهدار اعظم در محال ثلاث می آید که مرحوم اسداله خان میار فرزندش بر روی فامیل اضافه کرد. 16. میار کلارستاقی (بازماندگان مرحوم علی اکبرخان میار نوه مرحوم آقا اسداله )

•·  میارهای گرکلای بیرون بشم کلاردشت

17. میار عباس کیانی: این طایفه  از بازماندگان کوچکترین پسر کیا عباسعلی میار یعنی مرحوم نصیر سلطان میار یا کیا نصیر (سلطان درجه نظامی در دوره قاجاریه بوده است که معادل درجه سرهنگی است) می باشند که اکنون بازماندگان مرحوم آقا ولی میار می باشند. پسوند عباس از کیا عباس و کیانی نیز از شاهان رویان و رستمدار یعنی ملک کیومرث می آید.

•·  میارهای گرمابک یا مرزان آباد

18. میار ملک مرزبان (ملک مرزبان) : این طایفه از بازماندگان پسر دوم کیا عباس میار یعنی آقا حسینقلی میار نایب الحکومه کلارستاق در زمان حکومت برادرش مرتضی قلی بیک می باشند و اکنون این طایفه از بازماندگان مرحوم میرزا عبداله خان میار (ادیب - شاعر - مورخ) می باشند. پسوند ملک مرزبان از ملک کیومرث رستمداری و سلسله پادشاهی پادوسبانان می آید.

•·  میارهای نجار کلای چالوس

19. میار: این طایفه نیز از بازماندگان رضا قلی سلطان میار فرزند کیا عباس میار می باشند و اکنون بازماندگان مهدیقلی سلطان میار در نجارکلا می باشند. (سلطان درجه نظامی در دوره قاجاریه بوده است که معادل درجه سرهنگی است)

میارهای بورسر چالوس

20. میار کیانی:

 اطلاعات کاملی در دست نیست و احتیاج به تحقیقات بیشتر دارد. 

 

•·  میارهای گراکوه شهسوار (تنکابن)

21. میاری: این طایفه از بازماندگان میرزا عبداله میار کلارستاقی فرزند مهدیقلی سلطان میار می باشند که احتمال قریب به یقین همان جد میارهای نجارکلا می باشد. (سلطان درجه نظامی در دوره قاجاریه بوده است که معادل درجه سرهنگی است)

•·  میارهای رودگر محله نشتاررود

22. میار عندلیب: این خاندان نیز همانند میار صادقی ها از بازماندگان کربلایی فرج اله میار لاهویی می باشند که اکنون بازماندگان مرحوم آقا شیخ مرتضی میار فرزند ملا عباسعلی میار فرزند کربلایی فرج اله میار لاهویی می باشند. آقا شیخ مرتضی به جهت قدرت سخنوری بالا و صدای خوش به عندلیب مشهور شد و این پسوند را به میار افزود.

•·  میارهای گیل کلای چالوس

23. میار: میار های گیل کلا از بازماندگان مرحوم بهرام خان فرزند میرزا آقا میار لاهویی می باشند و بدون پسوند می باشند.

  • میارهای کلارآباد

24. میار نعیمی :  شاخه ای از میار نعیمی های لاهو می باشند و از نوادگان کیا نعیم شاه می باشند. اطلاعات دقیق نیاز به تحقیقات بیشتر دارد.

•·  میارهای  سوادکوه

25. میار: میارهای سوادکوه بدون تردید از کلادشت هستند اما در مورد جد آنان که در حدود 250-300 سال پیش به سواد کوه مهاجرت کرده است که مقارن با حکومت کیا نعیم میار بر کجور و کلارستاق بوده است، اطلاعات دقیقی نیست. اکنون میارهای سوادکوه  در میار کلای سوادکوه زندگی می کنند و دو شاخه میارهای ساری و قائمشهر نیز از آنان منشعب  شده اند.

•·        میارهای ساری

26. میار: جد این خاندان یعنی مرحوم کربلایی حسن میار از میارکلای سوادکوه به میارکلای ساری آمده است و شاخه میارهای ساری از بازماندگان ایشان و آقا عبدالعلی میار ضابط منطقه می باشند اما اطلاعات دقیقی در دست نیست.

•·        میارهای قائمشهر

27.میار صنمی: این خاندان نیز شاخه ای از میارهای سوادکوه می باشند که  جد این خاندان آقا ابراهیم میار  سوادکوهی می باشد که دو پسرش حاج خلیل و آقا شیخ مهدی از سوادکوه  به روستای صنم  قائمشهر مهاجرت کردند و اکنون بازماندگانشان در این مناطق هستند.

  •  میارهای حریس بیرون بشم

 28. میار کیانی:

اطلاعات کاملی در دست نیست و احتیاج به تحقیقات بیشتر دارد. 

خواهشمند است برای کاملتر کردن این اطلاعات و شجره خاندان میار و نحوه ارتباط این خاندان ها با یکدیگر، هرگونه سند و مدرکی دارید یا اطلاعاتی دارید با بنده در میان بگذارید.

 قلباً ازتمامی بزرگانی که مرا در نوشتن این مطالب یاری کردند کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 

منابع:

 

  1. بخشی از تاریخ و شجره نسب خاندان میار (خطی)- نگارنده میرزا عبداله خان میار -1329 هجری قمری
  2. بخشی از تاریخ و شجره نسب خاندان میار (خطی)- نگارنده محمد امین خان میار -1318 هجری شمسی
  3. خاطرات عزیزاله خان میار(خطی) – 1330 هجری شمسی
  4. تاریخ تنکابن – نگارنده علی اصغی یوسفی نیا – نشر قطره 1370
  5. فرهنگ نامها و نام آوران مازندران غربی – نگارندگان علی اصغر یوسفی نیا و ابولحسن واعظی تنکابنی -  انتشارات تنکابن 1380
  6. محال ثلاث در جنبش مشروطیت – نگارنده ایرج رودگر کیا دارا – نشر کیانا 1381
  7.  زندگی نامه خاندان میار کلارستاقی -  تهیه و تدوین سید علی شمس طالقانی – انتشارات کلار 1382
  8. چالوس در آیینه تاریخ -  مؤلف صفرعلی محمد پور – انتشارات کلام مسعود 1386

 

نویسنده : یونس میار : ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

کتاب هایی برای آشنایی بیشتر با خاندان میار

  1. تاریخ تنکابن - نگارنده علی اصغی یوسفی نیا - نشر قطره 1370 - تلفن 021-6660597
  2. فرهنگ نامها و نام آوران مازندران غربی - نگارندگان علی اصغر یوسفی نیا و ابولحسن واعظی تنکابنی -  انتشارات تنکابن 1380-  تلفن 0192-4223355-4231672
  3. محال ثلاث در جنبش مشروطیت - نگارنده ایرج رودگر کیا دارا - نشر کیانا  1381-  تلفن 021- 22046853
  4.  زندگی نامه خاندان میار کلارستاقی -  تهیه و تدوین سید علی شمس طالقانی - انتشارات کلار 1382 - تلفن 44666052
  5. چالوس در آیینه تاریخ -  مؤلف صفرعلی محمد پور - انتشارات کلام مسعود 1386 - تلفن 09111930313

نویسنده : یونس میار : ٧:۱۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

اسناد تاریخی غرب مازندران به نمایش در آمده است (اردیبهشت ۱۳۸۶)

به مناسبت روز جهانی موزه و هفته بزرگداشت میراث فرهنگی، تصاویر 400 سند تاریخی غرب مازندران که حاصل 20 سال تحقیق پژوهشگر مستقل "امین نعیمایی" است، از 30 اردیبهشت  به مدت یک هفته در مرکز اسناد و مدارک فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری بر پا می ‌شود.(این نمایشگاه در سال ۱۳۸۶ برگزار شد که در سال ۱۳۸۷نیز در چالوس برگزار می شود- یونس میار)

به گزارش خبرگزاری مهر، نعیمایی تعداد اسناد جمع ‌آوری شده خود را 20 هزار عنوان برآورد کرد و گفت: این اسناد، نسب ‌نامه، هبه ‌نامه، فرامین شاهی، وقف ‌نامه، مبایع نامه، استشهاد محلی، وصیت ‌نامه، سیاهه متروکات میت و دیگر دست نوشته‌ هایی را شامل می ‌شود که برای رتق و فتق امور اجتماعی، ازسوی حکمرانان مختلف در این منطقه صادر شده است.

وی قدمت اسناد یاد شده را مربوط به اوایل قرن هشتم تا پهلوی دوم در منطقه غرب مازندران اعلام کرد و افزود: با تهیه اسلاید و تصویر در اندازه اصلی، اسناد به بازماندگان صاحب آنها بازگردانده شد.

به گفته نعیمایی، این اسناد از محدوده شهرهای نوشهر، چالوس، تنکابن، رامسر، نور، کجور و کلاردشت جمع ‌آوری شده است.

این پژوهشگر، "هبه نامه" اوایل قرن هشتم کتاب موسوم به تفسیرالکشاف‌ که در قرن 5 هجری قمری از سوی زنخشری تالیف شده را قدیمی ‌ترین سند مجموعه خود برشمرد و افزود: با پایان پژوهش در این منطقه، تحقیق در بخش‌های دیگر استان را آغاز خواهم کرد.

بنابراین گزارش، قرار است حاصل پژوهش‌ های این پژوهشگر در قالب سلسله کتاب‌ هایی چاپ و منتشر شود.

منبع " خبرگزاری مهر "

تهران:۱۶:۴۴ ,  ۱۳۸۶/۰۲/۲۶

نویسنده : یونس میار : ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

نمایشگاه اسناد تاریخی کلارستاق و کجور و تنکابن در سال ۱۳۸۷



نمایشگاه اسناد   تاریخی  کلارستاق و کجور و تنکابن در  سال ۱۳۸۷ به کوشش آقای امین نعیمایی عالی در شهرستان چالوس برگزار می شود.
برای  دیدن برخی از اسناد قدیمی خاندان میار ( خاندان حکومتگر کلارستاق )  و دیگر اسناد قدیمی این منطقه حتماً حضور بهم برسانید در صورت علاقه به شرکت در این نمایشگاه  با من در تماس باشید. زمان دقیق نمایشگاه متعاقباْ اعلام خواهد شد

نویسنده : یونس میار : ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

نمایشگاه اسناد کهن و قدیمی کلارستاق و کجور و تنکابن در اردیبهشت ۱۳۸۶

نمایشگاه اسناد  کهن و قدیمی تاریخی  کلارستاق و

کجور و تنکابن در اردیبهشت در تهران برگزار می شود.

برای  دیدن اسناد قدیمی خاندان میار ( خاندان

حکومتگر کلارستاق )  و دیگر اسناد قدیمی این منطقه

حتماً حضور بهم برسانید در صورت علاقه به شرکت در

این نمایشگاه  با من در تماس باشید.

 

 

نویسنده : یونس میار : ٢:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ فروردین ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد